دختر کوچولوی درونم

خرید بک لینک

بچه که بودم یه جفت کفش ورنی جگری پاشنه دوسانتی داشتم.

ناجور عاشقشون بودم هرجا میرفتم میپوشیدمشون.

وقتی راه میرفتم چون کف پاشنه شون فلز بود از صدای برخوردشون به زمین احساس خیلی خوبی داشتم احساس میکردم مث مادرم بزرگ شدم.

هر وقتم می رفتیم جایی مهمونی سریع میومدم تو حیاط کفش های پاشنه بلند زنای فامیل که دمه در گذاشته بودن و میپوشیدم وبالا و پایین می پریدم که صداشون و بلند بشنوم.

اینکار تنها باعث میشد احساس کنم منم خانوم شدم منم بزرگم.

عجیبه که باز هم من تو وجودم به همون اندازه تو بچگیم وقتی پاشنه بلند می پوشم ذوق میکنم؟!!!!!!

با هر صدای تق تقش وقتی که راه میرم همون احساس بچگیم و دارم.

احساس میکنم دختر کوچولوی درونم همیشه بیداره.

شاید بخاطر همین کوچولوعه که همیشه این قد به زندگی کردن امید دارم.

عید اسرار آمیز...

ما را در سایت عید اسرار آمیز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 100 تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 20:44

صفحه بندی